سلام به همه دوستای گلم

سلام به ملوسکم

اون هفته پنج شنبه ۲۱ بهمن رفته بودیم نور پیش عمه جونی فرداش همتای من مریض شد سه روزتب نه ابریزش بینی داشت نه سرفه بعد از سه روز تمام جونش دونه زد خیلی ترسیده بودم دکترش گفت چیزی نیست تب کرده بوده الان خودشو نشون داده خدا رو شکر 

دیروز رفته بودیم تهران ساعت ۶ صبح حرکت کردیم ۱۱ ظهر اونجا بودیم عقد دختر داییم بود بابایی کار داشت مجبور شدیم زود برگردیم ۹ شب لاهیجان بودیم حامد خیلی خسته شد همش تو راه بودیم ولی رو هم رفته خوب بود

همتای من سرپا می مونه از ۱۳ بهمن همه چیز رو می گیره بلند میشه بعد دستشو ول میکنه چند لحظه سرپا می مونه بعد میوفته الهی مامان فدات بشم عروسکم دیگه ماما نمی گه میگه مامان دست می زنه بای بای میکنه

 



همتای من عاشق تاب بازی (امروز صبح )


دخترم تب داره




همتای من رفتی دنبال توپ

Grandma - Bye ~