به همه دوستای گلم
سلام همتای من جون من
خیلی شیطون شدی مامانی تازگیا اصلا نمی ذاری تو نت بیام لب تابو میکشی کلی اذیت می کنی قشنگم
الان خوابی مامانی اومدم برات بنویسم
دختر من راه میره 5 قدم بر میداره میوفته روز به روز بر تعداد قدم هات افزوده میشه خداکنه تا روز تولدت راه بری راستی تولد همتا قرار بود 14 اردیبهشت باشه ولی به دلیل ایام فاطمیه شد 22 اردیبهشت تولددخترمه خیلی استرس دارم .
17 فروردین گوش عروسکم رو سوراخ کردم بابایی همتا خیلی مخالف بود بردمش دکتر از اونجا واسه باباش زنگ زدم اولش مخالفت کرد گفتم تولدشه بعدش موافقت کرد . دخترکم خیلی درد کشید کلی گریه کرد.![]()
18 فروردین پدر جون و مادر جون و عمه جونی از مکه اومدن با کلی سوغاتی دست گلشون درد نکنه کلی لباس و اسباب بازی واسه همتایی و من گرفتن ایشالله ما بریم جبران کنیم.
دایره لغات همتایی خانوم طلا کلی گسترش پیدا کرده
حالا هر کلمه ای بگیم یه جورایی میگه
نازی.......... نازی
توپ............پوپ
بزنم..........ب ب
گل........... گ گ(موقع توپ بازی دست میزنه میگه گ گ، فوتبال هم بلده توپ شوت می کنه)
کتاب............کتا
و.............................
همتایی اصلا عروسک دوست نداره فقط با ماشین
و توپ بازی میکنه ![]()
وقتی بخاری رو میبینی میگی بوففف دستتو می برم سمت بخاری میکشی عقب دست منو میبری سمت بخاری می بینی نیم وجبی رو
خدای مهربونم شکرت خدای مهربونم شکرت هزاران مرتبه شکرت دخترم رو در پناه خودت حفظ کن

به نام خداوند بی همتا